|
شتاب كن، تقوايي در كارنامه ناصر تقوايي به جز فيلمنامهنويسي و كارگرداني دو وجهه كم ديده شده تر نيز دارد. يكي به عنوان داستاننويس و ديگري به عنوان عكاس. تقوايي داستاننويس به سياق داستاننويسان جنوب كه تحت تاثير روند ادبيات داستاني قالب آن دوره تحت تاثير همينگوي بودند كه توسط ابراهيم گلستان و نجف دريابندري به فضاي فرهنگي ايران، معرفي شدند. اما تقوايي عكاس بيشتر از آن كه تحت تاثير جريان و قالبي باشد از عكاسان برتر زمان خود باشد، تحت تاثير و اتمسفر و فضايي است كه در آن رشده يافته و با تماشاي چشماندازهاي بديع آن به تجربه بصري نابي رسيده است. تقوايي عكاس، چشم خوب ديده و نگاه غني شده جنوب ايران است است. جنوبي كه با جمع فرهنگ، تاريخ، جغرافيا و از همه مهمتر عاملي به نام نفت تركيبي كم نظير براي عكاسي ارائه ميكند. تقوايي، عكاس متفنن و متفرعن نيست. توريست و جهانگرد نيست. از بالا و دور به جنوب نگاه نميكند. جنوب برايش خاك و آب و آتش و نخل و شرجي و شط نيست. جنوب برايش مردمي با فرهنگي عميق و سرشار از نماد و ريتم و رقص نيست. دريايي شور و روابط شيرين نيست. برايش جنوب مردم سيه چرده و دشداشه و لهجه و عرق و نقاب بر چهره مردان و زنان نيست. جنوب براي تقوايي جسميت مطلق زندگي است. جنوب براي تقوايي روح بزرگ و جاري بودن است. جنوب براي تقوايي تمناي ازلي آب در عطشي ابدي است. شعله خواستن و نياز است كه از دريچههاي زمين به آسمان ميرسد. كارون فقط نام يك رود نيست و لنج نام يك وسيله روي رود. همه آن چيزهايي كه جنوب تقوايي را برجسته ميكند، نوايي از درون و منحناي زندگي است كه روزهاي جنگ روي صورتش خراش و روي روحش يادگاري گذاشته است. تقوايي هنرمند و عكاس چنين سرزميني است. به همان گرما و به همان عطش. عكسهايش رسانههايي است كه بي هيچ كم و كاستي ما را به خنكاي ساحل و داغي نخلستان وصل ميكند. در ايران، در مهد چشماندازهاي مسحوركننده و رازهاي سر به مهر كه هر كوه و دشتي با خود همراه دارد، ناصر تقوايي با عكسهايي كه گرفته دلواپس است و دلتنگ. از اين همه زيبائي و اين همه ابهام، اين همه راز و اين همه سكوت، اين همه سحر و اين مسحور، اين همه روز و اين همه تاريخ، اين همه ثروت و اين همه فقر، اين همه جنوب و اين همه جنوبي كه يكي از آنها عكاسي است كه هم مينويسد و هم ميسازد به نام ناصر تقوايي. در جهان سوم هميشه بحث اصلي بر سر تقسيم ثروت است، اما اينجا بحث ما درباره تقسيم فرصت است. فرصت درك حضور ناصر تقوايي. كم كاري صاحب اين نگاه دلايل بسياري دارد، اما اين ديگر درخواست مخاطب نيست، بازتاب خطهاي و سرزميني است از يكي از بهترين فرزندانش. براي درك حضور بي مثالت شتاب كن تقوايي. * عنوان مطلب برگرفته از عنوان شعري از احمد شاملو است« شتاب كن، ناصري» |