اين روزها كافي است كه روزنامهايي را باز كنيد يا به سايت يك خبرگزاري سري بزنيد، حجم بالايي از اخبار موجود در اين رسانهها شامل صحبتهائي از افراد حقيقي و حقوقي است كه درباره موضوعات مربوط به حيطه كاري خود و حتي نامربوط داد سخن دادهاند. سهولت جمعآوري چنين مطالبي به نسبت تهيه اخبار و گزارشهاي خبري از نوع ديگر، دستاندركاران رسانهها را بيشتر به سمت جمعآوري نظرات در كارهاي روزانه رسانهاي خود سوق ميدهد.
اولين نكتهاي كه پس از توجه به جريان هميشه جاري اظهار نظرهاي سينمائي، به دست ميآيد، محافظهكاري بيش از حد اين صاحبنظران درباره موضوع مورد پرسش است. بسياري از اهالي سينما به دلايل شخصي و حرفهاي و ... علاقه دارند در صفحات روزنامهها حاضر باشند و عكس و اسمي از آنها هر از چندگاهي در جايي چاپ شود. به همين دليل سينماگران با سياست نه سيخ بسوزه و نه كباب به اظهار نظر ميپردازند. نتيجه اين گونه اظهار نظرهاي محافظهكارانه و بي خاصيت بي نتيجه شدن اغلب مباحث پيرامون اتفاقات سينمايست كه در طول چند سال اخير نمونههاي فراواني داشته است. انگار هركس درباره هر موضوعي با هر درجه از اهميت حرفي براي گفتن دارد كه وقتي به كنكاش سخن گفته شده ميپردازيم، ميبينم كه گوينده در نهايت بياطلاعي از موضوع، حرفي زده كه با يك سردبيري و ويراستاري و دروازباني خبر معمولي هم اين بيانات بيخاصيت، سرنوشتي جز سطل زباله نبايد داشته باشد.
در اين ميان برخي از سينماگران كشور صاحب شغلي روزانه شده و درباره هر موضوعي و هر اتفاقي به اظهار نظر مي پردازند به طوري كه در طول يك هفته برخي از آنها درباره چند موضوع و اتفاق، نظرات گوناگوني از خود ساطع ميكنند كه جز شگفتي از اين همه همت و حيرت و اين همه بياطلاعي و اظهار فضل نداشته، حاصلي ندارد. اين كه چرا برخي از سينماگران فقط در صفحه روزنامهها كارگردان، تهيهكننده و بازيگرند و نظراتشان جز سترون كردن مشكلات نتيجهاي براي سينماي كشور ندارد، خود می تواند موضوع گزارشي شود كه بدون شك جنجالي و نشاطآور خواهد بود. چاپ شده در مجله فیلم. بهمن ۸۶
