وبلاگ فیلم زن دوم به کارگردانی سیروس الوند راه اندازی شد. شما می توانید در این وبلاگ آخرین اخبار و اطلاعات فیلم زن دوم را دنبال کنید. آدرس وبلاگ: http://zanedovom.blogfa.com/
کارگردان: سیروس الوند
بازيگران: محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آنانعمتی، امیر آقایی، سحر زكریا
فیلمنامه: فرشته طائرپور، مینو کریم زاده (بر اساس کتابی به همین نام)
تهیه‌كننده: فرشته طائرپور
مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی
تدوین: محمد علی سجادی
صدابردار: جهانگیر میرشكاری
صداگذاری: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی
طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی
عكس: علی زارع و حبیب مجیدی
مشاور رسانه ای: مینا اکبری

گاه حرفه‌اي سينماگران ايراني به آخرين دستاوردهاي سينماي جهان

مینا اکبری: پرونده‌اي كه پيش روي شماست،امروز در روزنامه اعتماد ملی به بهانه مراسم اسکار به چاپ رسید. این پرونده بهانه‌اي است براي ايجاد ارتباط بين ذهنيت هنرمندان سينماي ايران با ذهنيتي كه سينماي جهان تحت تاثير آن است. پوشش نگاه حرفه‌اي سينماگران ايراني به آخرين دستاوردهاي سينماي جهان. در تكاپوي اين نگاه نويسندگان اين مطالب مي‌خواهند توضيح بدهند كه چرا برخي از فيلم‌ها نگاه‌ها را به سوي خود جلب مي‌كند و چرا برخي نه. بدون شك بسياري مراسم اسكار را با نگاه خود موبه مو به نقد خواهند كشيد. اما خوشتر آن باشد كه سر دلبران، گفته آيد در حديث ديگران. ديگران در اين پرونده كساني هستند در جاي ديگري از جهان كه سينما حرفه آنها است. با سپاس از همه كساني كه دست ما را در اين نگاه خالي نگذاشتند.

رضا کیانیان:جوايزي براي نقش‌هاي عجيب و غريب: ... با دادن جايزه بازيگري به يك نابازيگر، هم علم و هم هنر را نفي مي‌كنيم. اكثر نابازيگران از طبقات فرودست و بي‌سواد جامعه انتخاب مي‌شوند؛ حداقل در ايران، اگر آن نابازيگر توانست نقش يك آدم باسواد يا بالا‌دست جامعه را بازي كند، هنر كرده است...
 

نیکی کریمی: دانیل دی لوئیس: بازیگری با هویت چندگانه: ...دي‌لوئيس هميشه با بازي خيره‌كننده‌اش تماشاگر را شگفت‌زده مي‌كند. او در هر فيلم مي‌تواند براي تجسم بخشيدن كامل به يك شخصيت، چنان فيزيك، چهره‌و بازي‌اش را متحول كند كه تماشاگر هر بار احساس كند با يك بازيگر جديد روبه رو است...

 

افسانه بایگان: کیت بلانشت: چشيدن طعم‌هاي مختلف از ميز كوكتل‌آشفته ...او به بازي رمز‌آلودي دست پيدا كرده كه تماشاگر را علي‌رغم قابليت‌هاي فيلم مجبور به كنكاش در پرسوناژي مي‌كند كه او تعريف‌گر آن است. اتفاقي كه كاملا‌ در آخرين اثر اين بازيگر يعني <اليزابت، عصر طلايي> شاهد آن هستيم...

 

مهناز افشار: جانی دپ: اهريمني ولي دوست‌داشتني ...  هنوز اولين باري كه چهره رنگ پريده مردي با موهاي پريشان كه ازآن هنرمند عجيب‌الخلقه‌اي بود را از ياد نبرده‌ام. او نيمه هيولا‌ي دوست‌داشتني كه فقط در پي ارتباطي انساني بود و در پايان مجبور شد باز به كاخ كوتيكش برگردد تا مجسمه‌هاي يخي بتراشد؛ او مردي هنرمند به نام جاني دپ بود...

 

امهتاب کرامتي: جورج کلونی: اي برادر كجايي؟ - ...سال‌ها بعد، خيلي‌ها كه در پي به يادآوردن <كري گرانت> بودند، چهره‌اي آشنا ديدند كه بسياري از مختصات او را داشت. همان لبخندگيرا، همان تشخص و ادب و به همان اندازه جذاب. با اين همه آدرس حالا‌ همه مي‌دانند كه منظور من جورج كلوني است ...

پژمان بازغي: خاویر باردم: نابغه ترسناک...اولين چيزي كه در فيلم <سرزميني براي پيرمرد‌ها نيست> توجه را به خودش جلب مي‌كند، ديوانه‌اي با يك اسلحه منحصربه فرد است كه اين طرف و آن طرف مي‌رود و خون به پا مي‌كند؛ يك هيولا‌ در ظاهر يك انسان با قواعد و رفتار‌هاي خاص...

 

سروش صحت: 2 عكس از فردريك مارچ ...آيا در شانزدهم مي‌سال 1929 وقتي اولين جشن اهداي جايزه‌هاي آكادمي با حضور 270 نفر برگزار مي‌شد، <جانت گينور>و <اميل يانينگس> كه اولين اسكارهاي بازيگري نقش اول زن و مرد را بردند، اهميت اين جايزه را مي‌دانستند؟...

 

مستانه مهاجر: تدوین اولتیماتوم بورن: همه چیز در خدمت هیجان ...آن‌چه فيلم <اولتيماتوم بورن> را جذاب و ديدني مي‌كند؛ تنها روايت ساده و داستاني آن نيست؛ بلكه تعليق و هيجاني‌ است كه به واسطه تكنيك فوق‌العاده پيشرفته تدوين، جلوه‌هاي ويژه استادانه و حركت و زاويه‌هاي پيچيده دوربين حاصل شده است...

 

جعفر پناهي: جوايز اسكار دولتي است ...از اتاق بيرون آمدم و در حالي كه پشت در اتاق مدير دفتر جلوه و چند مراجعه كننده نشسته بودند گفتم: آقاي جلوه فكر نكنيد اين كار‌ها در حافظه‌تاريخ سينما ‌فراموش مي‌شود و فكر نكنيد اين حرف‌ها در جايي مطرح نمي‌شود...


 

امید روحانی: هاليوود هنوز زنده است...هاليوود، زنده، جذاب، شگفت‌انگيز باقيمانده اما يك تفاوت عمده پيدا كرده است: دست‌روشنفكر‌هاي تاويل‌گرا و تحليلگر كشورهاي اهل بحث و فلسفه و نقد و بررسي را هم خوانده است. دزد با چراغ هميشه گزيده مي‌برد...

 

هوشنگ گلمكاني: موهاي لخت قاتل خونسرد ...قاتل خاموش و عجيب سرزميني براي پيرمردها نيست>را از ‌ ( Live Fleshپدرو آلمودووار، 1997) به عنوان يك بازيگر خوب با حضوري جذاب و توجه‌برانگيز به‌جا آوردم. شايد حتي حضور او باعث شده كه آن فيلم برايم بهترين فيلم آلمودووار باشد؛ فيلمسازي كه دوست نمي‌دارم! پيش از آن فيلم معروف ديگري نداشت...

 

 جواد طوسي: بهترين سال‌هاي زندگي ما  ...هنوز نفس گرم سينما را با <اسكار> حس مي‌كني. مارتين اسكورسيزي، كلينت ايستوود، رومن پولا‌نسكي، برادران كوئن؛ كوئنتين تارانتينو، ريدلي اسكات، سام‌مندس، استيون سودربرگ و ... محوريت دوره‌اي اين نام‌ها و محشور شدن با آنها ما را با ذات و ساحت سينما وصل مي‌كند و اين بذر اميد را در وجودمان مي‌كارد كه سينما مي‌تواند اصالتش را حفظ و در ما انگيزه ايجاد كند...

 

امید بنکدار: پل توماس آندرسون: داستان خون و نفت ...<خون به راه مي‌افتد> به‌خاطر عدم حضور زنان، سردي فضا، تلخي آدم‌ها و سختي زندگي شخصيت‌ها فيلمي سنگين، خاص و تاثيرگذار است. انتخاب بازيگران با دقت و ظرافت انجام شده. مكالمات به رواني همه آثار <آندرسون> است، مضمون و فضاي فيلم تازه و بكر و متفاوت با سينماي رايج امروز است

 

حسين ذوقي: برتون را بازي نمي‌دهند ...انگار آكادمي اصلا‌ از فانتزي خوشش نمي‌آيد. اگر دوست داشت مطمئنا تا به حال تيم برتون ركورددار گرفتن اسكار كارگرداني بود. ‌ امسال تيم برتون سوئيني تاد را ساخته بود كه باز هم در حال و هواي فيلم‌هاي اخيرش است. روز به روز به فانتزي او بيشتر و بيشتر مي‌شود. از طرف ديگر طرفداران او روز به روز كمتر و كمتر مي‌شوند

سعید عقیقی سحر خوشنام: برای همه جا هست... در اسكار امسال تقريباً براي تمام فيلمنامه‌هاي شايسته جا هست. حضور ساراپولي نوخاسته در كنار نويسنده كهنه‌كاري چون رانلدهاروود و با تجربه‌هايي مثل برادران كوئن و پل تامس آندرسن، رقابت براي دريافت اسكار بهترين فيلمنامه اقتباسي را جدي‌تر جلوه مي‌دهد به ويژه كه نفر پنجم اين گروه يعني كريستوفر فردهمپتون (نويسنده تاوان) بيست سال پيش براي فيلم روابط خطرناك برنده اسكار بوده است...

اردوان جعفريان: درباره 5 نامزد بهترين موسيقي؛قاعده بازي... دومين همكاري <داريو مارينلي> 45 ساله با <جو رايت> بعد از فيلم <غرور و تعصب>، نتايج درخشاني داشته است مثل دفعه قبل، مارينلي از همان نخستين گام‌هاي ساخت فيلم در كنار آن بوده است....

محمد رضایی‌راد: برادران كوئن؛رشته بي‌پايان حماقت‌ها ...در صحنه‌اي از فيلم فارگو، يكي از آدم‌رباها (كارل شوالتر) با پدرزن ربوده‌شده در حال مشاجره است كه ناگهان بدون مقدمه، تيري به شكم پيرمرد شليك مي‌كند. به جاي جهيدن خون، پرهاي پالتو در هوا پخش مي‌شود. پيرمرد با ناباوري بر زمين مي‌افتد...

مینا اکبری: اگر اهل آموختن باشيم ...اعطاي جايزه اسكار مراسم باشكوهي است كه در پشت جلا‌ل و جبروتش نبض تپنده يك صنعت بزرگ جريان دارد.به همين دليل وقتي فيلمنامه‌نويسان به عنوان يكي از اركان بزرگ اين صنعت دست به اعتصاب مي‌زنند، نتيجه به شكل روشني بر اسكار تاثير مي‌گذارد. همان‌گونه كه بر مراسم گلدن‌گلوب تاثير گذاشت.

وقتي بازيگران چانه مي‌زنند ‌

سينماي ايران تركيب نيم بندي از همه چيزهايي است كه سينما مي‌تواند باشد؛ سينماي نيمه‌دولتي، سينماي نيمه‌خصوصي، سينماي نيمه‌هنري، سينماي نيمه‌روشنفكري و سينماي نيمه‌صنعتي. اين نيمه‌هاي خالي نقش عمده‌اي در تصميمات حرفه‌اي هنرمندان و دستورات كلا‌ن سياستگذاران دارد.

به عبارت ديگر بخش عمده‌اي از فيلم‌ها و جريان‌ها و بخشنامه‌ها و حركت‌ها در سينماي ايران براساس نداشته‌ها و كمبود‌ها انجام مي‌شود نه بر اساس واقعيت‌ها و موجود. اين كه بگوييم دستمزد بازيگران بالا‌ رفته و حجم قابل توجهي از هزينه توليد را به خود اختصاص مي‌دهد، مبناي ما توليد در سينماي نيمه‌دولتي- نيمه‌خصوصي است كه بدون حمايت دولت نمي‌تواند سرپا بايستد. پس نيمي از اين حرف را مي‌توان با قاطعيت جدي نگرفت. از سوي ديگر وقتي از بازيگراني حرف مي‌زنيم كه با حضورشان باعث رونق سينما مي‌شوند، با مجموعه انگشتشماري از بازيگران مواجه هستيم كه هم تمايلا‌ت روشنفكرانه پيشرو دارند، هم خواسته‌هاي مالي سنگين. آنها هم مي‌خواهند در برابر منتقدان سربلند باشند و هم رقم دستمزدشان در حد يك ستاره با پرسوناي همه‌گير در جامعه باشد. پس وقتي بازيگران چانه مي‌زنند بايد يك طرف ماجرا برايشان جذاب باشد؛ يا دنيا يا آخرت و براساس همه آن نيمه‌هاي خالي، آن تهيه‌كننده و اين بازيگر در نهايت به توليد فيلم مي‌رسند كه نه دنيا دارد و نه آخرت. البته اين همه ماجرا نيست. وقتي تلويزيون براي توليدات خود دست روي همه بازيگران سينماي ايران مي‌گذارد و توليدات خود را بر خلا‌ف رويه رايج در دنيا بر اساس حضور بازيگران درجه‌بندي مي‌كند، مساله بغرنج‌تر مي‌شود. در چنين شرايطي بازيگران به سه دليل به خود حق مي‌دهند كه دستمزدشان را بالا‌ ببرند‌:

1- هر بازيگري در يك دوره كوتاه از زندگيش مورد توجه است. پس بايد مثل همه، از اين دوره كوتاه نهايت استفاده مالي را ببرد. چون سينماي ايران نيمه صنعتي است و تداوم كار در آن چيزي در حد كارهاي اسطوره‌اي است.

2-هر بازيگري براي تعدادي از نقش‌ها مناسب است با توجه به اين اصل پس بايد براي نقش‌هاي مناسب پول بيشتري دريافت كرد. چون سينماي ايران نيمه هنري است و انگ كليشه‌اي بودن زود به بازيگر چسبانده مي‌شود.

3- وقتي بازيگر پير و فرتوت و از كار افتاده مي‌شود، كداميك از نهادهاي فعلي او را حمايت مي‌كنند. چون سينماي ايران نيمه دولتي، نيمه خصوصي است. نه بيمه در آن معني دارد و نه سرمايه‌‌گذاري مطمئن در آن. نيمه خالي ليوان سينماي ايران به شكل ظالمانه‌اي نيمه‌پر را زيرسايه خود قرار داده است. اين كه كساني از دستمزدها بنالند و كساني برآن پافشاري كنند، بدون شك تلا‌ش‌هايي است كه تا زمان پر شدن اين ليوان در ذهن سابقه زيادي دارد. مشكل حافظه ماست، كه هي يادمان مي‌رود، همين مشكلا‌ت را پيش از اين هم تجربه كرده‌ايم.

دستپاچه از حضور اين همه نام

بعد از اتفاق‌ها و حوادثي كه در حواشي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر به وقوع پيوست حالا‌ همه مي‌دانيم كه براي مسوولا‌ن سينمايي و غيرسينمايي كشورمان تحمل كردن تمايلا‌ت نسل جوان فيلمساز، براي شخم زدن واقعيت‌ها و زيرورو كردن آرمان‌ها سخت است. هر جواني كه ايده‌اي نو دارد و حرفي از جنس زمان خود، بايد كفش آهنين به پا كند و صبر ايوب داشته باشد و البته گنج قاروني در جيب تا بتواند در اين وانفسا حرف خود را به كرسي بنشاند.

فيلمساز جواني كه نمي‌خواهد براي ساختن يك فيلم اجتماعي به كسي باج دهد، وقتي درباره پيرامون و جامعه خودش، دنياي خودش، وطن خودش و واقعيت‌هاي خودش حرف مي‌زند و فيلم مي‌سازد، چرا بايد دلخوش تحسين كساني باشد كه از آن سوي آب‌ها با چمدان حمايت به استقبال‌شان مي‌آيند؟

در دوراني كه صاحبان نگاه ديدگاه‌هاي خود را به گوشه پستوخانه‌هايشان مي‌اندازند و بيكاران گوشه گود نشسته، رياكاري را پيشه خود كرده‌اند، اگر جسارت و بي‌پروايي جوانان را به هر بهانه‌اي حذف كنيم، حاصل چه خواهد شد جز سكوت و رياكاري؟

اگر آن دوست مديري كه رياست‌اش به آستانه چهار بهار هم نمي‌رسد به اين نكته ايمان بياورد كه تيغ جراحان سينما چه دردي از نهال نازك قد برافراشته فيلمساز مي‌برد و چه ظلمي به تاريخ سراسر فراز ونشيب سينماي متفاوت ايران مي‌كند ديگر اين همه رفتن، آمدن و به نفس‌انداختن فيلمسازان جوان براي او چه معنايي خواهد داشت؟ از تاييد تا تصويب، از تصويب تا تحويل، از تحويل تا تعديل. اينها پله‌هاي سربالا‌يي است كه نفس هر دونده‌اي را آن چنان مي‌گيرد كه اگر جانش را بگيرند به مراتب خوش‌تر است. ‌

متاسفانه اين برخوردهاي سختگيرانه كه فاقد هر گونه استدلا‌ل و دلا‌يل منطقي در پاسخ به محدود كردن سينماگران ايران است ما را به اين باور رسانده كه هنوز بلوغ فكري مناسبي بر شرايط مجموع سينماي ايران وجود ندارد و هميشه دخالت مسائل شخصي يا اصطلا‌حا گروهي در تصميم‌گيري‌هاي مهم آنچنان حاكم است كه هر گروهي كه بتواند نقش بيشتري در اركان قدرت داشته باشد مي‌تواند منافع و مصالح كل سينماي ايران را به نفع خود تغيير دهد.

تاريخ سينماي ايران در سال‌هاي بعد از انقلا‌ب ثابت كرده است كه سينماي فاخر و ارزشمند در سايه رونق كلا‌ن سينما زنده خواهد ماند. بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران حاصل دوران‌هايي هستند كه سينما در نگاه كلا‌ن مديران ارشد كشور نه يك پديده زائد يا يك دستگاه صرفاً تبليغاتي، بلكه يك عرصه عمومي بوده است و با يك عرصه عمومي بايد با در نظر گرفتن همه جوانب برخورد كرد.

هر سال كه مي‌گذرد و هر زمان كه سينماي اجتماعي ايران وارد سرفصل جديدي از حيات خود مي‌شود و شمار فيلمسازان تازه نفس بيشتر مي‌گردد، برخوردهاي بوروكراتيك شديدي از سوي ارگان‌ها و نهادهاي مختلف با آن صورت مي‌گيرد و آنها كه دستپاچه از حضور اين همه نام شده‌اند به جاي دستي براي هدايت و لبخندي براي حمايت به تنها ابزارشان يعني تيغ‌هاي جراحي رجوع مي‌كنند. ‌

بياييم منصف باشيم و به جوان‌هاي دست‌پرورده جمهوري اسلا‌مي و نسل انقلا‌ب و جنگ ‌اندكي اعتماد كنيم. آنها براي رسيدن به هواي تازه به منافذ كوچكي دل‌خوش كرده‌اند. كار سختي نخواهد بود تحويل گرفتن جواناني كه مي‌خواهند روي خاك خود تنفس كنند تا عميق‌تر شوند. در سرزمين ناب‌ترين استعدادهاي جوان، شايسته نيست فقط دلخوش آدم‌هاي قديمي و نشانه‌دار باشيم.