از شرق اسباب کشی کردیم اومدیم روزگار و ...

این روزگار ماست

  

وقتي سانسورچيان چهره حق‌به‌جانب به خود مي‌گيرند

پيش به سوي حاشيه‌ها

مينا اكبري

«آسمان‌محبوب» و «جرم» آخرين ساخته‌هاي داريوش مهرجويي و مسعود كيميايي مهم‌‌ترين جوايز جشنواره فيلم فجر در آخرين دوره‌اش در دهه هشتاد را در بخش‌هاي بين‌الملل و سينماي ايران را براي سازندگان سالخورده خود به ارمغان آورند. مديران جشنواره در حالي پرونده پرو پيمان جشنواره بيست‌و نهم را براي هميشه مي‌بندند كه به طور يقين اعطاي جوايز اصلي جشنواره به فيلم سازان با سابقه و پرطر‌فداري چون مهرجوئي و كيميايي بيش از آن كه بر‌آيند نظر داوران جشنواره باشد، نمايانگر سياست‌هاي تازه‌اي است كه از بهار آينده در سينماي ايران شاهد اجراي آنها خواهيم بود.

از همان ابتداي برگزاري جشنواره بيست‌و نهم معلوم بود كه در اين ده روز سرنوشت فيلم‌ها براي اكران و نحوه نمايش‌ها رقم خواهد خورد. سرنوشتي كه حاصل بازخورد سياست‌هاي سينمائي با اثار سينماگران است. غيبت عياري و صدر‌عاملي و به حاشيه راندن ميلاني و جيراني و داود نژاد و كاهاني معلوم بود كه نداي مميزي است. آثار اين فيلم‌سازان به گونه‌اي دسته‌بندي و يا حذف شد تا همه بدانند كه پروانه نمايش آنها به راحتي صادر نخواهد شد سياست‌هاي مميزي به شدت و قاطعانه اجراي خواهد شد. به عبارتي در آغاز دهه هشتاد همان‌‌‌طور كه شمقدري بيان كرد، در معاونت سينمائي كسي درباره خط‌قرمز‌ها تعارف ندارد. اين بي‌تعارفي را به عبارتي رودرويي سياست‌هاي معاونت سينمائي در برابر بدنه سينما معني مي‌شد. اغلب اين فيلم‌سازان با آخرين ‌آثار خود در متن و حاشيه چالش‌هاي خانه سينما و معاونت سينمائي قرار داشتند. معاونت سينمائي در حالي كه ركورد حضور فيلم ايراني در جشنواره را رقم مي‌زد و آخرين ساخته‌هاي حسين فرحبش و داريوش بابائيان را در بخش خارج از مسابقه و دور از چشم منتقدان ميزباني مي‌كرد، اما با بخش نوعي نگاه، نوعي بخشنامه را نيز درباره مميزي آثار منتشر مي‌كرد. بخشنامه مرزبندي مسئله‌دار‌ها و خنثي‌ها.     

صدور بخشنامه در بطن بخش پر حاشيه جشنواره به شكل ديگري صادر شد. وقتي ميركريمي به انتقاد از شرايط داوران پرداخت و فيلم آخر ابراهيم حاتمي‌كيا به تعابير سياسي مورد انتقاد جريانهاي همسو قرار گرفت و «اخراجي‌ها 3» به داوري نرسيد و «پايان‌نامه» بيشتر از توجه جنجال آفريد، سياست‌هاي تازه نيازمند يك توجيه قوي با پشتوانه همه‌گير براي همه سينما بود.

 مديران سينمائي خوب مي‌دانند كه  بدون پشتوانه فرهنگي برآمده از بطن سينما نمي‌توان مميزي سفت و سختي را بر سينماگران اعمال كرد. براي بي‌تعارف بودن بايد چهره حق‌به‌جانبي هم داشت. جشنواره جايزه بهترين فيلم‌ها را به آثار اين كارگردانان موجه و با سابقه‌ اهدا مي‌كند، تا بتواند در برابر حرف و حديث‌هايي كه از پس تشكيل اولين جلسه شوراي پروانه نمايش آغاز خواهد شد، پشتوانه محكمي براي بحث و رودرويي داشته باشد.

 درباره كيفيت و جايگاه آخرين ساخته‌هاي مهرجويي و كيميايي در كارنامه اين فيلم‌سازان مي‌توان بحث ديگر راه انداخت، اما مديران جشنواره در تنگناي مميزي و برخورد‌هاي انتقادي خود با فيلمسازان با جايزه دادن به «آسمان محبوب» و «جرم» تلويحا اعلام مي‌كنند كه با سينما و سينماگران كه بهترين نمونه‌هايشان سازندگان همين آثارند مهربان‌تر از آن چيزي هستند كه برخي در جشنواره آن را با تعابير نه چندان مهربان توصيف مي‌كردند.

با چنين رويكردي جشنواره سكوي پرتاب ما به دوران پرحاشيه‌‌ سينماي ايران در دهه نود خواهد بود. دوراني كه معاونت سينمايي مي‌خواهد ناجي سينمايي باشد كه با توجه به تنوع آثاري كه در بطن خود دارد، هر روز شاهد حاشيه‌اي تازه خواهد بود. حاشيه‌‌هايي كه شمقدري و مردانش خود را آماده رودرويي با آن مي‌كنند. حاشيه‌هايي كه شايد فقط سينما‌گران و آثارشان خالق آنها نباشند.  

بازنگري در فرايند انتقال دانش نسل سالخورده به نسل‌هاي بعدي

حكمت سفيد مويان هفتاد ساله

برپائي مراسمي به مناسبت هفتادمين سالگرد تولد آيدين آغداشلو، عباس كيارستمي و محمد ‌احصايي كه هر كدام نقشي موثر و تاثير‌گذار در حيطه‌هاي حرفه‌ خود داشته‌اند، در حالي كه شايسته تقدير است، مي‌تواند زمينه مناسبي براي طرح اين مسئله باشد كه فرايند انتقال تجربه و دانش فرهيختگان نسل سالخورده به نسل‌هاي بعدي در جامعه ما نيازمند بازنگري  است. در جامعه‌اي كه صاحب‌نظران انقطاع نسل‌ها را يكي از بحران‌هاي اجتماعي مي‌دانند و تكرار اشتباهات و تداوم تجربه‌هاي پيشنينان توسط نسل‌هاي تازه به عرصه آمده را باعث تلف شدن نيروهاي جوان جامعه قلمداد مي‌كنند، آسيب‌شناسي روند انتقال تجربه پيران دير به جوانان جوياي نام مي‌تواند دريچه‌اي باشد به منظره نه چندان خوشايند ارتباط نسل‌ها در جامعه امروز ما.

در حيطه فرهنگ حضور بي‌محاباي سياست هميشه موجب خسران شده است. هنرمندان به نسبت تعاريفي كه سياستمداران در دولت‌هاي گوناگون از آنها داشته‌اند به دو دسته خودي و غير خودي و محبوب و مغضوب تقسيم مي‌شوند. اين مرز‌بندي كه با تعويض دولت‌ها هربار شكل و شمايل تازه‌اي به خود مي‌گيرد، اجازه ارتباط طبيعي و موثر بين هنرمندان پيشكسوت و كم تجربه را مي‌گيرد. محافل علمي و آكادميك رسمي كه آبشخور‌هاي اجراي‌يشان سياست‌هاي دولت است، نمي‌توانند خارج از سياست‌هاي موجود دست هنرمندان غير خودي را بفشارند و از حضور آنها در دانشگاه‌ها و ارتباطشان با دانشجويان حمايت كنند.

اين نگرش سياست زده، دو آسيب ديگر نيز مي‌رساند. دلزدگي و گريزان شدن هنرمندان نسل‌قبل را فراهم ‌آورده و زمينه را براي ‌داوري‌هاي غير واقعي و فضا سازي‌هاي سياسي مطابق نرخ روز را براي افراد مغرض و كم بهره مساعد مي‌‌كند. سياست‌هاي روزمره در فضا‌هاي فرهنگي آنچنان آشفتگي به وجود مي‌آورند كه گاه تفاوت دوغ و دوشاب و مرز هنرمند و بي‌هنر بهم مي‌ريزد.

براي آن كه نسل جوان بداند در راهي كه مي‌رود، سالها پيش ديگراني هم بوده‌اند كه روي همين خاك و زير همين آسمان، چشم را از افق‌هاي معمول و پا را از راه‌هاي معهود فراتر برده و نتيجه تلاششان آثاري متفاوت از روند رايج فرهنگ و هنر آن زمان بوده علاوه بر گريز از سياست زدگي نيازمند بستري مناسب برخورد انديشه‌ها هستيم.

 كيارستمي، آغداشلو و احصائي و هنرمندان ديگري كه توانسته‌اند جايي در تاريخ و فرصتي در زمان براي خود بسازند، حاصل نگرش آينده‌نگراني بوده‌اند كه به ‌آنها فرصت و مجال روياروئي با انديشه‌هاي پيشينان را فراهم كرده‌اند. تفاوت داشتن و خلق اثر متفاوت بدون پشتوانه امكان پذير نيست. هنرمند فردا، تركيبي است از هنرجوي ديروز و هنرشناس امروز. فرصتي كه امروز از نسل جوان براي مواجهه با هنرمندان ديروز دريغ مي‌شود، تنها حذف يك جريان نيست، بلكه محروم كردن نسلي است از امكان بروز خلاقيت‌هايش.

 كيارستمي، آغداشلو و احصائي، تركيب ذهن پرسشگر از هنر ديروز و تقلاي رسيدن به پاسخ‌هاي مناسب به امروزند. آن پرسش و اين پاسخ نتيجه برخورد صريح و بي‌واسطه آنها با هنرمندان نسل پيش است. براي نسل بعدي كه در راه است تا چه حد زمينه پرسشگري از نسل قبل فراهم است؟ تقلا براي رسيدن به پاسخ‌هاي تازه بدون بازگشت به حكمت سفيد مويان هفتاد ساله دست و پا زدني بيش نخواهد بود.