ربناي شجريان

درباره یک بيانيه بی­سابقه در تاریخ سینمای ایران

اين گروه محكومين

گردهمائي امنيت شغلي در خانه سينما به دلايل ناگفته‌اي برگزار نشد. اما از اين رويداد ناكام چيز‌هائي براي ثبت در تاريخ سينماي ايران باقي ماند. يكي از مهم‌ترين نكات اين رويداد كه باعث خواهد شد آيندگان به فكر فرو بروند، بيانيه شوراي مركزي اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سينماي ايران در محكوميت اين گردهمائي است. يك روز قبل از برگزاري گردهمائي بيانيه‌اي منتسب به اتحاديه تهيه‌كنندگان روي خروجي خبرگزاري‌ها منتشر شد. اگر لحن، روش استدلال و محتواي اين نوشته را برآمده از نگرش، منش و روش با سابقه‌ترين و قدرتمند‌ترين نهاد صنفي سينمائي كشور تلقي‌كنيم، جاي خوشحالي دارد كه وضعيت سينماي كشور هنوز به حذف فيزيكي منجر نشده و هنوز مي‌توان با صدور بيانيه به رتق و فتق امور پرداخت. 

بيائيد فرض را بر اين بگيريم كه مديران خانه سينما در برپائي گردهمائي امنين شغلي كاملا در اشتباه بوده‌اند و برگزاري اين مراسم خلاف مصالح فعلي سينماي ايران بود. بر اين اساس اتحاديه تهيه‌كنندگان تنها نهاد سينمائي(از صنفي تا مديريتي) است كه نه در مخالفت( مانند معاونت سينمائي) بلكه در محكوميت اين گرد‌همائي به ميان گود ميايد. اتحاديه تنها جائي است كه برگزار‌كنندگان اين گردهمائي را محكوم مي‌كند و با اين كار فاصله و شكاف عميق خود را با بدنه سينماي ايران به نمايش مي‌گذارد.

اين بيانيه زماني درون بي قدرت اتحاديه را بيشتر نمايش مي‌دهد كه به زمان و نحوه انتشار آن دقت كنيم. اتحاديه مي‌توانست در طول يك ماه اخير اين بيانيه منتشر كند. انتشار بيانيه كمتر از بيست‌وچهار ساعت قبل از زمان برپائي گرد‌همائي چه چيزي را جز علاقه شوراي مركزي اتحاديه براي اعلام قدرت در موقع وزيدن باد موافق، ثابت مي‌كند، اگر اتحاديه صلاح امروز سينماي ايران را در برپا نشدن گردهمائي مي‌ديد، چرا در آخرين ساعات بيانيه محكوميت صادر مي‌كند. گيريم مديران خانه سينما راه هرگونه مذاكره را بسته‌اند، انتشار بيانيه يك روز قبل از گردهمائي چيزي نيست، يك تاكتيك براي برجسته شدن و گرنه كيست كه نداند در سينماي ايران براي مذاكره هزاران راه وجود دارد و شايد اگر اتحاديه مي­خواست و اگر بلد بود و اگر قدرتش را داشت شايد مي­توانست با تدبير از دل همين گردهمائي و برگزار نشدنش فصل تازه‌اي در قدرت صنفي خود را به نمايش بگذارد. كه تاكي ادعاي قدرت، يك بار هم نمايش قدرت.

استدلال بيانيه به عنوان يك بيانيه رسمي كه از سوي تنها صنف قانوني شغل تهيه‌كنندگي منتشر شده است نيز، از اهميت اين بيانيه در شناخت ساختار اتحاديه تهيه‌كنندگان دارد. بيانيه دليل محكوميت گردهمائي را فقط در ايجاد نفاق بين سينماگران و مديران و سواستفاده رسانه‌هاي مغرض بيان مي‌كند. دنياي جالبي است كه اتحاديه تهيه‌كنندگان كه در طول ده سال اخير چهار تكه شده و بيشترين آشفتگي و بهم‌ريختگي موجود در طول تاريخ سينماي بعد از انقلاب از درون آن بيرون آمده، منادي همدلي شده و مي‌خواهد در شرايط حساس كنوني سينماي ايران بهانه‌اي براي دشمنان خارجي فراهم نكند. معلوم نيست كه اين دلسوزي اتحاديه بعد از آن همه خط و نشان كشيدن و شمشير كشي (در طول بيانيه اغلب جملات تنها به بيان و توصيف ابعاد دشمني اتحاديه و خانه سينما اختصاص يافته) مي‌تواند باور پذير باشد.

« در چند سال اخير اين خانه سينما بود كه نفاق را در بين تهيه‌كنندگان دامن زد و همچنان اصرار بر اين نفاق دارد.» اين جمله كليدي بيانيه است. اتحاديه به عنوان نهادي با قدرت­تر و با سابقه‌تر از خانه سينما خود را زخم خورده خانه سينما مي‌داند. شوراي مركزي با اين جمله در اين بيانيه بيشتر از آن كه كينه عميق خود را به خانه سينما را بيان كند، ناتواني خود را در مواجه با تغييرات روز به روز سينماي ايران بيان كند. گيريم خانه سينما بذر نفاق پاشيد، تا اين حد استعداد براي تفرقه سرچشمه‌اش كجا بود.

هفته پيش در كنار اين بيانيه، خبر ديگري نيز از اتحاديه منتشر شد. اتحاديه تهيه كنندگان مي خواهد بزودي روزنامه منتشر كند. روزنامه‌اي كه اتحاديه منتشر كند بدون شك خواندني و پرنكته خواهد بود. مانند بيانيه‌اي كه هفته‌پيش منتشر كردند.    

وقتی همه سراغ سیاست می­روند

فارابي چه مي‌كند؟

زمان زيادي است كه به حضور بي‌رونق سينماي ايران در مجامع بين‌المللي عادت كرده‌ايم. چند سالي است كه جايزه نگرفتن و غيبت فيلم‌هاي ايراني در جشنواره‌هاي جهاني را چيزي عادي تلقي مي‌كنيم. كنار گذاشته شدن سينماي ايران از سينماي پيشرو آسيا اگر چند وجه داشته باشد، يكي از مهم‌ترين وجوه آن نداشتن تلقي روشني از روش حضور و تداوم آن در عرصه بين‌المللي از سوي مديران سينمائي است. بدون شك نمي­توان از چشمه خلاقيت سينماگران توقع خلق شاهكار داشت، اما مي­توان با دقت و تمركز بيشتر روي دلايل ناكامي، آرام آرام دوباره به صحنه بازگشت. اتفاقي كه در شرايط فعلي سينماي ايران، بروز آن قابل درك نيست. بنياد سينمائي فارابي  در حالي كه در بخش بين‌الملل وارتباطات سينمائي سابقه‌اي به اندازه تاريخ سينماي بعد‌ از انقلاب دارد هيچ تحركي از خود نشان نمي‌دهد. اگر حضور در مجامع سينمائي و نمايش فيلم‌هاي ايراني و موفقيت فيلم‌هاي ايراني برايمان مهم است، چرا برايش كاري نمي‌كنيم. منظور از كار آسيب شناسي دقيق و علمي در گام اول و سپس حركت به سوي نقطه مورد نظر است.

متاسفانه اين روزها براي گريز از پاسخ و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت همه به سراغ سياست مي‌روند و با انواع جملات كليشه‌اي سئوال كننده را به اغراض سياسي متهم مي‌كنند.  اين كه جشنواره‌ها پديد‌هايي سياسي هستند و بنابر سياست‌هاي كشور‌هاي مطبوعشان فعاليت مي‌كنند كه حرف تازه‌اي نيست. آن موقع كه سينماي ايران گل سرسبد جشنواره‌ها بود نيز داستان همين بود. از سوي ديگر، مگر ما با عرضه توليدات و حضور‌هاي سينمائي در جهان  به هدفي غير از انتشار آرمان‌هاي ملي خود كه بخشي از آنها سياسي است، مي‌انديشيم كه ديگران را به روشي جز اين دعوت كرده يا آنها را به خاطر اين روش سرزنش مي‌كنيم. از اين‌ها گذشته سينماي نوين ايران در بحبوحه جنگ تحميلي راهش را به سوي گفت‌وگو با جهان باز كرد كه اگر  همه چيز را مربوط به سياست بدانيم، آن زمان كه خصومت دشمنان با ايران در عيان‌ترين شكل خود در حال اجرا بود.

 مشكل در عدم برنامه‌ريزي بلند مدت و نداشتن چشم‌انداز است. اين كه براي حضور بين المللي بايد به سراغ چه نوع توليداتي برويم، چگونه از آنها حمايت بكنيم و چگونه آنها را عرضه كنيم. آيا اين وظيفه فارابي نيست و اگر هست و  آنها مشغول هستند چرا نتيجه ندارد و اگر در حال انجام است و بزودي نتايجش را خواهيم ديد چرا درباره آن اطلاع رساني نمي‌شود.

 بنياد سينمائي فارابي سالهاست كه در اين زمينه سكوت كرده ومديرانش به روي خودشان نمي‌آورند كه انگار بايد براي بازگشت سينماي ايران به عرصه‌هاي بين‌المللي دست به كار تازه‌اي زد.  اگر موفقيت سينماي ايران در عرصه بين‌المللي زماني مديون تلاش اين بنياد بوده است، بدون شك خالي شدن دست ايران از جوايز و افتخارات سينمايي در حال حاضر نيز حاصل بي برنامگي و بي‌توجهي همين نهاد سينمائي است. زماني حضور سينماي ايران در جشنواره‌ها را با تعداد فيلم‌‌هاي حاضر در بخش‌هاي گوناگون مي‌سنجيدند و اكنون با تعداد آدم‌‌هاي با ربط و بي‌ربطي كه به عنوان مسافر راهي كشور هاي خارجي مي‌شوند.

قضیه شکل اول، قضیه شکل دوم: برادران شمقدری و عسگرپور

‌فصل سياست‌زدگي

مهم‌ترين مسئله امروز سينماي ايران، اختلافات معاونت سينمائي با مديران  خانه سينماست. دامنه اين اختلافات كه هر از چندگاهي بروز پيدا مي‌كند، تا جايي است كه به نظر مي‌رسد با توجه به اهميت اين دو نهاد در جريان كلي سينما، تا پايان اين تعارضات اتفاق مهمي در سينماي كشور به بار نخواهد نشست. در آخرين اظهارات معاون امور سينمائي كشور و رئيس هيات مديره خانه سينما مي‌توان به راحتي فهميد كه ميزان و ابعاد اين اختلاف تا چه ميزان عميق است.

 جواد شمقدري معاون وزير در امور سينمايي پس از همراهي وزير ارشاد در جلسه هيات دولت و اعلام خبر تشكيل شوراي عالي سينما درباره تركيب اين شورا مي‌گويد:« رياست اين شورا برعهده رئيس جمهور است و نمايند‌ه‌هاي دستگاه‌هاي فرهنگي و مرتبط با حوزه سينما مثل حوزه هنري و صدا و سيما و حضور چند فيلمساز خوش نام و با سابقه در اين شورا قطعي خواهد بود». اين كه در تركيب شوراي عالي سينما به عمد يا به سهو نامي از نمايندگان اصناف سينمايي برده نمي‌شود، گوياي نگرش معاونت سينمائي است كه براي حل مشكلات سينماي ايران جايگاهي براي خانه سينما قائل نيست و اگر هست آن را به شكل روشني بيان نمي‌كند.

 محمد مهدي ‌عسگرپور رئيس هيات مديره خانه سينما نیز در آخرين اظهار نظرش درباره نتيجه حل مشكلات حرفه‌اي و صنفي سينماگران كه در چارچوب تشكيل صندوق بيمه بيکاري ‌قرار دارد به سيم آخر زده و اعلام مي‌كند كه پس از ناميدي از وزارت‌خانه‌هاي ارشاد و كار و رفاه، سينماگران قرار است در يك گرد‌همائي دست به دامن خيرين و نيكوكاران شوند تا با مگر با كمك آنها  صندوق بيكاري تاسيس شود. در حالي كه شمقدري براي حل مشكلات سينما از حضور عالي‌ترين مقام اجرائي كشور مي‌گويد، عسگر‌پور از دراز كردن دست ياري به سوي مردم خير حرف مي‌زند و از معاونت سينمائي به عنوان مدير مستقيم و نماينده اول دولت در سينما چيزي نمي‌گويد.

در محافل سينمائي وقتي حرف به سوي تفاوت‌ها كشيده مي‌شود، سينماگران ريشه اين تفاوت‌‌ها  را در منش‌‌هاي سياسي متغاير و روش‌هاي مديريتي متفاوت بيان مي‌كنند. از ديدگاه آنها بيان برخي مسائل و اعلام برخي مواضع نه به منزله يك رفتار حرفه‌اي يا صنفي بلكه بايد بيشتر به عنوان يك رفتار كاملا سياسي و همراه با اغراض و اهداف جناحي پشت پرده تفسير شود. به عبارتي اغلب اهالي سينما اختلافات بين مديران را بيش از آن كه مربوط به محدوده سينما بدانند، آنها را ناشي از اصطكاك‌هاي سياسي بيرون سينما تفسير مي‌كنند.

 از سوي ديگر اين بدبيني در ميان خانواده سينما وجود دارد كه نيرو‌هاي تاثير گذار در سينما بدون تعامل سياسي به تعامل حرفه‌اي نخواهند رسيد. بررسي ادوار گذشته معاونان سينمائي نيز نشان مي‌دهد كه تعامل  در رفتار حرفه‌اي در كنار تفاوت در نگرش سياسي در ميان اهالي سينماي ايران بسيار اندك اتفاق افتاده است. حال اگر در شرايط فعلي در جريان مديريتي سينما (دولتي و صنفي)  تعريف همه چيز از چشمه منش‌هاي سياسي آب بخورد و اين سياست‌زدگي بخواهد همچنان ادامه پيدا كند، بدون شك دود اين آتش سياسي فقط به چشم سينما خواهد رفت و بس.

نه جواد شمقدري و نه محمد مهدي عسگر‌پور نمي‌خواهند مانند اغلب سياست‌مداران با سينما عكس يادگاري بگيرند و در پناه شهرت آن دوباره راهي ديار سياست شوند. آنها سال­هاست كه اولين كات­هايشان را گفته‌اند و هر دو بهتر از هركس ديگري مي­دانند كه در سينماي ايران ماجرا از چه قرار است. خوب نيست كه سال­ها بعد تاريخ سينماي ايران اين روز‌ها را با سر فصل سياست‌زدگي بنويسند. سينما ماندني است اما سياست‌ها به تبع شرايط تغيير مي‌كنند.