من و او آن قدر با هم تفاوت داريم كه شبيه هم شده‌ايم. مثل شب كه در غايت شب بودنش به روز تبديل مي‌شود...

 

من او را با مهربانيم بدست خواهم آورد ...

 این روزهای تعطیلی بهترین زمان برای مرور فیلم‌های کلاسیک قدیمی است. «سرگذشت آدل‌ه» ساخته فرانسوا تروفو يكي از زنانه‌ترين آثار سينماي جهان كه در آن حكايتِ عشق بى سرانجام و يك سويه زني را به رومانتيسم‌ترين شكل ممكن به تصوير كشيده شده است. اين فيلم را دوست دارم و آن زنانه مي‌دانم چون با تمام احساساتي بودن روايت، هرگز به ورطه سطحي‌گري نمي‌افتد. آدل با بازي تاثير‌گذار ايزابل آجاني مي‌كوشد تا براي پايبندي به عشق جنون‌آميزش از تمام چيزي كه به نام غرور در اوست بگذرد تا به وصال كسي كه در عشق او مي‌سوزد برسد اما وقتي راه به جايي نمي برد رسيدن به عشق خود را در غالب كتاب خاطراتش محقق مي‌كند. پس به ورطه خيالبافي‌هاي عاشقانه، گوشه‌گيري و جنون در مي‌غلتد.  در صحنه‌اي مي‌بينيم كه آدل شب هنگام به اتاقش باز مي‌گردد در حالي كه صداي آدل را برروي تصويرش كه در حال نوشتن خاطرات روزانه است مي‌شنويم ...مي‌دانم كه نبردهاي روحي  دستاورد تنهايي است .... مي توانم همه چيز را خودم ياد بگيرم اما براي عشق محتاج اويم .... به او خواهم گفت: اگر يكي ازما به قدر كفايت عاشق نباشد و ازدواج را فراتر از هر چيز ديگر بخواهد ، پس اين عشق نيست... من او را با مهربانيم بدست خواهم آورد ...