صدای دولت از حنجره اتحادیه
براساس شواهد موجود و با نگاهي حتي نه چندان دقيق به روند تشكيل و حضور صنف واحد تهيهكنندگي در جامعه سينمائي كشور ميتوان اين پروژه را ناموفق توصيفكرد. در حالي كه اولين و مهمترين هدف اين بازسازي صنفي، وحدت و همسوئي جريانهاي موجود در شغل تهيهكنندگي عنوان ميشد، نه تنها وحدتي حاصل نشد بلكه به جاده پر پيچ و خم و ناهمگون تهيهكنندگي در سينماي كشور پيچ ديگري اضافه شد. مگر پيش از تشكيل صنف واحد فضاي صنفي تهيهكنندگي به همين ميزان فعلي شاهد آشفتگي و جناحبندي و حب و بغض نبوديم كه اكنون شاهد آن هستيم. تنها تفاوتي كه به وجود آمده در نامهاست. يكزماني حسين فرحبخش و مرتضيشايسته از طرف اتحاديه خانهسينما و ديگر تشكلهاي صنفي را به نمايندگي از طرف اتحاديه متهم به دولتي بودن و رانتخواري و باقي اتهامات اثبات نشده ميكردند و حالا سيدضيا هاشمي با دستي بالاتر و ادبيات رقيقتر همانكار را ميكند. البته با يك پيش فرض. در بيانيهها و نامهنگاريهاي هاشمي به گونهاي موضعگيري ميشود كه انگار اين تشكل جديد خود را سخنگوي معاونت سينمائي در برابر خانهسينما در مواردي ميداند كه معاونت به دلايلي قصد اظهار نظر نداشته و يا به دلايلي داخل شدن به آن را دون شان خود ميداند. در نتيجه با موضع مبارزطلبي و افشاگري كه سيد ضيا هاشمي در برابر خانه سينما و رويدادهاي منتسب به آن ميكند، پروژه تشكيل صنف واحد تهيهكنندگي در نهايت به يك ياركشي تبديل شده تا مواضع معاونت سينمائي در برابر خانه سينما تقويت شود. والا براي بررسي نحوه فعاليتها و چگونگي رويكرد اين تشكل نسبت به قبل از تشكيل آن چه نكته مثبت و بارزي وجود دارد كه به واسطه آن ميتوان از رويه تفرقهافكني موجود تشكل واحد چشمپوشي كرد.
بزرگان اتحاديه تهيهكنندگان كه تشكل واحد با مساعدت و همكاري بيدريغ آنها شكلگرفت، هميشه در برابر تشكلها تازه تاسيس روي اين نكته تاكيد ميكرد كه اتحاديه قديميترين و با سابقهترين تشكل تهيهكنندگي در كشور است. اين تهيهكنندگان وقتي پاي دولت و اراده دولت براي تشكيل صنف جديد پيش آمد، به شكل مخلصانهاي همه استدلال خود در باره سابقه و پيشينه خود را به فراموشي سپردند و معلوم نشد چرا بهيك باره براي نابودي همه آن چيزي كه همه داشتهشان در برابر گروههاي ديگر بود، گذشتند و در حالي كه ديگران را بدون هيچ تعارفي با چوب دولتي بودن ميراندند، دست در دست معاونت سينمائي گذاشتند. همين آسان گذشتن از اعتبار اتحاديه نشان ميدهد كه اتحاديه و بزرگانش معتقدند كه بخش خصوصي فقط بهانهاي براي برخي ادعاهاست و براي حفظ حيات بايد به هر گونه تغيير شكلي تن در داد.
اما شايد آن چيزي كه اكنون صنف جديد تهيهكنندگي را به شدت در مواضع تازهاش تنها گذاشته در لحن تند و بيمحاباي بيانيهها نيست. بلكه در رويكردي نهفته كه نميخواهد ديگران را به شكلي كه هستند بپذيرد، تشكل واحد اگر ميخواهد منادي وحدت باشد بايد به شكل انتقادي و عميقي به شكل و روش تشكيل خود نگاه كند و سپس ديگران به همصدائي و همنوائي با خود فرا بخواند. اين كه حنجره حرف ديگران باشيم و بزرگترين دستاوردمان همكاري در روند مميزي باشد، خود بخود آدم را تنها و بدون يار باقي ميگذارد، چه برسد كه اين كه با بيانيههاي ريز و درشت و ادعاهاي اتهام آميز خود را بازرس و نگهبان كل سينما تلقيكنيم. گيريم همه صنفها همين امروز منحل شوند و همه تشكلها تهيهكنندگي با اين تشكل دست اخوت بدهند. با اين لحن پركينه آيا توان مديريت فرهنگي براي ادامه حيات خواهيد داشت.