قضيه شكل اول، قضيه شكل دوم: سينما بهانه اين بحث است

گمشده در تهيه‌كنندگي

از همان ابتداي ورود معاونت سينمائي به ماجراي تشكيل صنف واحد تهيه‌كنندگي، معلوم بود كه اين بار به راحتي به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد. ميزان افتراقات موجود در تشكل‌هاي تهيه‌كنندگي آنقدر متنوع است كه پيدا كردن اشتراكات و تكيه بر آنها براي رسيدن به يك صنف واحد كاري دشوار به نظر مي‌رسد. تهيه‌كنندگاني كه نام و كارنامه‌اي دارند و چه آنها كه تازه نامشان در تيتراژ فيلم‌‌ها به عنوان تهيه‌كننده ديده مي‌شود، تهيه‌كنندگاني كه به طور متناوب با ساخت فيلم دخل و خرج مي‌كنند و چه آنهائي كه مجري طرح‌هاي توليد فيلم براي نهاد‌‌هاي دولتي هستند و براي خالي نبودن عريضه نامشان را با عنوان تهيه‌كننده مزين مي‌كنند، فقط بر روي تفاوتشان با ديگران اتفاق‌نظر دارند.

تفاوت و تنوع در روش‌هاي منتهي به يك شغل نشانه پويائي و بالندگي آن حرفه محسوب مي‌شود. اما اتفاقي كه در حرفه تهيه‌كنندگي طي يك دهه اخير به وقوع پيوسته، تنوع در روش‌ها نيست، بلكه تفاوت در منافع است. ريشه اختلافات سنگين تهيه‌كنندگان در گوناگوني نگاه به ساخت فيلم و كسب درآمد از اين راه نيست، بلكه در ريشه و جايگاه كسب منافع و روش‌هاي حفظ آن از سوي جناح‌ها و حتي اشخاص است. مگر مي‌شود كه تعدادي افراد فرهيحته و داراي و نگرش علمي به يك موضوع كه همه منافع مشتركي با هم دارند، براي رسيدن به يك رويه مشترك حرفه‌اي و صنفي تا اين حد در روش و منش با هم اختلاف داشته باشند. بدون شك اگر دعواي تهيه‌كنندگان دعواي حرفه‌شان بود، اين دعوا خيلي زود به پايان مي‌رسيد. تهيه‌كنندگي، اصول مشخصي دارد كه در نهايت همين اصول برخي را از روي عقل و منطق و برخي را از روي اجبار به يك رويه يكسان مي‌رساند. نوشتن اساسنامه جديد و دعوت به همگرايي و تشكيل هيات موسس و مجمع عمومي آخرين سطر نقشه رسيدن به وحدت رويه در حرفه تهيه‌كنندگي است. ابتدا بايد همه تهيه‌كنندگان در زمينه منافع خود كه همان سينماست به تفاهم برسند. تفرقه امروز تهيه‌كنندگان، تنوع در تعريف منافع است. منافعي كه ريشه و خواستگاه آن سينما نيست. سينما تنها بهانه اين بحث است.

حرفه ‌تهيه‌كنندگي در سينماي امروز ايران ديگر معناي صرف هزينه براي توليد فيلم و كسب درآمد از نمايش آن نيست. تهيه‌كنندگي در سينماي ايران دچار عارضه‌هاي شده كه منافع تهيه‌كنندگان را از درون سينما خارج كرده. به عبارت ديگر سينما و فيلم‌سازي مسيري براي گره خوردن با منافعي شده كه با ساخت فيلم مي‌توان آن را براي خود يا براي صاحبان منافع بالا‌دستي‌ آن را تامين كرد. بحث كهنه و مستعمل دولتي و خصوصي يك ور قضيه است. اما همان‌هايي كه امروز كاري جز كوبيدن بر طبل تو خالي بخش خصوصي و يا تكيه بر ژست استقلال از بنياد وابسته ندارند، به خوبي مي‌دانند كه چگونه با دست خود مركب سينماي ايران را از مسير منحرف كردند. تهيه‌كنندگي در سينماي ايران وقتي از چارچوب خود خارج شد كه صاحبان اين حرفه براي رسيدن به منافع كوتاه مدت خود اساس حرفه را متزلزل كرده و شان تهيه‌كنندگي را مانند كالايي دست دوم خرج كردند و منافع دفاتر خود را به منافع ديگران گرده زدند. براي تامين منافع سرمايه‌گذاراني كه با دلايلي غير از فيلم‌سازي سرمايه‌شان را پشت پروژه‌هاي غير قابل توجيه گذاشته بودند، هم مسير شدند و با مديران نهاد‌هايي كه براي تامين ويتريني فرهنگي دنبال يك جاي بي‌حساب و كتاب بودند، عكس يادگاري گرفتند. اين منافع است كه آقايان را در برابر هم قرار داده وگرنه كيست كه نداند پولي كه از گيشه‌ها به دست مي‌آيد آنقدر نيست كه كفاف هيچ يقه‌دراني را نمي‌كند.

حرفه ‌تهيه‌كنندگي اگر نيازمند وحدت رويه است، ابتدا تشنه وحدت منافع است. وحدت منافع جز با شفافيت بدست نمي‌آيد. شفافيت هم حاصل رعايت اخلاق حرفه‌اي و شانيت شغلي است. به نظر مي‌رسد گمشده بحران تهيه‌كنندگي همين جمله واپسين باشد.    

تشکیل ‌شوراي عالي سينما با حضور احمدي نژاد

آزمونی دوباره برای سینمای ایران

 «شوراي ‌عالي سينما» در دوره‌اي كه سينماي ايران خود را براي دوران تازه‌اي از حيات خود در دهه نود آماده مي‌كند، تشكيل شد. سينماي ايران در حالي با بيم و اميد به آينده نگاه مي‌كند و قدم به چهارمين دهه حيات خود پس از انقلاب مي‌گذارد كه حضور بالاترين مقام اجرايي كشور در جلسه ‌شوراي عالي آن مي‌تواند تعابير و تفاسير متفاوتي را در پي ‌داشته باشد. جواد شمقدري معتقد است كه سينماي ايران بدون كمك دولت نخواهد توانست رو‌ي پاي خود ‌بايستد. با اين اعتقاد او عزم خود را جزم كرده كه همه توان قوه مجريه را به كمك فر‌ابخواند تا ريشه معضلات دير‌پاي سينما را بخشكاند. از يك سو شمقدري حق دارد كه حل مشكلات سينما را بدون همراهي نهاد‌هاي ديگر غير‌ممكن بداند. سينما به شكل عميقي با حوزه‌هاي ديگر سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي درآميخته و هماهنگي با نهاد‌هاي مربوطه بدون دخالت و حضور رئيس قوه مجريه امكان‌پذير نيست. اما از سوي ديگر در نقشه شمقدري حضور بدنه سينما‌گران كمرنگ است.

 همه مي‌دانيم كه مهم‌‌ترين مسئله روز سينماي ايران در حال حاضر رابطه معاونت ‌سينمائي و خانه‌سينما است. رابطه‌اي كه با انتخاب مجدد عسگر‌پور وارد فاز جديدي شده است. اين مسئله هنگامي كه با شرايط تشكيل صنف واحد تهيه‌كنندگان در آميخته مي‌شود و همراه با اخباري مبني بر تدوين اساسنامه جديد در كنار زمزمه‌هاي تشكيل صنفي مستقل از خانه سينما منتشر مي‌شود، اين تصوير را در ذهن مي‌سازد كه معاونت سينمائي قصد دارد آرام آرام خانه سينما را به نهادي خنثي در جريان سينمائي كشور تبديل كند. اين كه يكي از حاضران در جلسه در شوراي عالي، حاضران را نماينده صنف و بدون وابستگي به مجمع امور صنفي سينمائي( خانه سينما) توصيف مي‌كند، نشان مي‌دهد كه خانه سينما در دوران تازه‌ايي كه در حال شكل‌گيري است، بايد انگار تنها دلخوش به استقلال خود باشد. رابطه اي كه با انتخاب بدون دخالت

 اما تشكيل شوراي عالي سينما با مديريت دقيق‌تري مي‌توانست بر اين حاشيه‌ها فائق ‌آيد و نماد وحدت همه خانواده سينما براي حل مشكلات باشد. به عنوان مثال تركيب حاضران در جلسه به پيروزي بزرگ شمقدري در تشكيل اين جلسه خدشه وارد مي‌كند. دعوت از دو كارگرداني كه سالهاست از سينما فاصله گرفته‌اند( ‌مير‌باقري و جعفري‌جوزاني) در كنار فيلم‌سازان كاملا هم‌سو و به عبارتي همكار با معاونت سينمائي( ده‌نمكي، شورجه، علي‌اكبري و نجفي) از بار شورايي و تنوع ديدگاه‌ها و همچنين طرح مسائل به روز سينما در جلسه كاسته است. گرچه شمقدري توضيح داده كه شورا با حضور متنوعي از فيلم‌سازان در جلسات بعدي برگزار خواهد شد، اما بهتر بود كه در همين جلسه ابتدايي شمقدري با دعوت از طيف هاي متنوع سينماگران نشان مي‌داد كه مسئله شوراي عالي‌سينما فراتر از جنبه‌هاي مناقشات روزمره سينما‌ست و قرار است اين نهاد به شكل عميق‌تري سينما را مورد بررسي قرار دهد.

شوراي عالي سينما مي‌‌تواند به سينماي ايران كمك كند به شرط آن كه بد‌نه سينما با آن همراه شود. اما آيا بدنه سينما هم مي‌خواهد مشكلات حل شود؟  بيانيه‌هايي كه در زمان انتخابات هيات مديره خانه سينما منتشر شد، همچنان روبروي ماست. آيا نبود بلوغ صنفي و عدم يك‌پارچگي در تعاريف همچنان يكي از موانع اصلي ارتباط سينما و دولت خواهد شد و همچنان اين نظريه را ثابت خواهد كرد كه دولت بايد براي حل مشكلات سينما چاره‌اي جز بخشنامه‌هاي جديد و دستورات تازه‌اي باشد. شوراي‌عالي سينما هم براي بدنه‌ سينما و هم براي معاونت سينمائي آزموني است براي نمايش ميزان تمايل براي حل مشكلات سينماي‌ايران.  اين آزمون براي معاونت سينمائي در گستره ديده و چشم‌انداز همكاري با همه خانواده سينما نهفته است و در بدنه سينما در نگرش صنفي بدون شعار و تفرقه. ما منتظر برگزاري اين آزمونيم.  

كاش يادم نمي‌آورديد

دي‌ماه 1378، روزنامه خرداد. فضاي سياسي و فرهنگي جامعه ملهم از ماجراهاي مربوط به قتل‌ها زنجيره‌‌اي به شدت تلخ بود. همه جا حرف اين اتفاقات و پيامد‌هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي آن بود. احمد غلامي دبير سرويس ادب و هنر روزنامه خرداد اما نظر ديگري داشت. او معتقد بود كه بايد اين فضا را شكست و به جامعه فرهنگي كشور روحيه دوباره براي نوشتن و ساختن داد. پيشنهاد غلامي توجه به زندگي بود. توجه به تولد‌ها و همه چيز‌هاي پاك و روشني كه طعم تلخ منتشر در صفحات روزنامه‌ را مي‌كاست. بنابر اين نظريه قرار شد براي سالروز تولد بهرام بيضائي صفحه‌اي در نظر گرفته شود. با بهرام بيضائي تماس گرفتيم و از او خواستيم درباره سالروز تولدش نوشته‌اي به ما بدهد. اينك پس از گذشت بيش از يك دهه از آن روز‌ها خواندن دوباره اين نوشته مي تواند منظر تازه اي بر رويداد تولد اين نويسنده و سياست‌هاي احمد غلامي در شيوه كار روزنامه‌نگاري باز كند.

 كاش يادم نمي‌آورديد

بهرام بيضايي

 اگر من بزرگ نمي‌شدم

مادربرزگ نمي مرد

اگر من بزرگ نمي شدم

پدربزرگ زنده بود.

چه ستمي كردم به شما، با قد كشيدنم

پدر، مادر، كه چنين شكسته شديد.

نه مويي سپيد بود

نه پشتي خميده

اگر همان كه بودم، بودم.

بيا فرزند – شمع يك سالگي‌ات

كي عروسي‌ات را مي بينم؟

خودخواهي‌ است در اين روزهايي كه به روز نمي‌ماند ياد زادروز من باشيد، كاش يادم نمي‌آورديد.

 دي ماه 1378