این سینمای بی صفت
در حالي كه مسابقات جامجهاني بدون حضور تيم ملي ايران ميتواند، روي طبقات اجتماعي تاثير بگذارد و آنها را به واكنش در برابر بازيها و تيمها و بازيكنان روانه سينماها كند، توليدات سينماي ايران در مدت پنج ماه اخير به شدت از ويژگيهاي اجتماعي سينما تهي بودهاند. موفقيت نمايش مسابقات جامجهاني در سالنهاي سينما، بيش از آن كه قدرت فوتبال را به نمايش بگذارد، ضعف مفرط سينماي ايران در تاثيرگذاشتن روي مردم را به صحنه آورد. رويگرداني مردم از سينماها نيازي به اثبات ندارد. نگاهي نه چندان دقيق به جدول فروش فيلمهاي ايراني در طي 5 ماه اخير روشن میکند كه فيلمهاي ايراني به نمايش درآمده در اين مدت نتوانستهاند، به شكل گستردهاي مردم را به سينماها بكشانند. هجوم مردم براي تماشاي فوتبال در سالنهاي سينما نشان داد كه يكي از مهمترين عوامل نرفتن همان مردم به همان سالنها براي ديدن فيلمها بيش از هرچيزي، در بيارتباطي فيلمها با حال و هواي مردم است . از لحاظ ظاهري در اين مدت سينماي ايران هر چه در چنته داشت رو كرد تا بلكه بتواند فروش حداقل يك فيلم را در تهران را به رقم يك ميليارد برساند. از محمدرضا گلزار و هدیه تهراني تا مهناز افشار و امین حيايي به روي پرده رفتند. از فيلم معناگرا تا عاشقانه، از فيلم توقيفي تا فيلم مورد توجه جشنواره، از كمدي سخيف تا كمدي محترم و از فيلم ملودارم تا اثر هيجانانگيز به نمايش درآمدند تا اين ارقام نحيف كه مانند حقيقتي غير قابل انكار در برابر ماست، جاني بگيرد. اما با گذشت چهار ماه از سال و در حالي كه به ماه رمضان نزديك ميشويم، انگار قرار نيست اتفاقي شوقانگيز براي جدول فروش فيلمهاي ايراني بيفتد. نداشتن خاصيت اجتماعي در فيلمهاي ايراني پديده تازهاي نيست. اصولا همه فيلمها نيز با رويكرد اجتماعي ساخته نميشوند. اما وقتي پشت سرهم فيلم ايراني روانه اكران ميشود كه به نسبت جريان مورد توجه طبقات جامعه بيتوجه و نسبت به روحيه عمومي منفعل است، نتيجه كار اين مي شود كه در برابر ماست.
بدون شك اگر مسابقات فوتبال جامجهاني دوباره بر پرده سينماها اكران شوند، كسي به تماشاي آنها نخواهد رفت. وقتي همه در جهان نتيجه يك بازي را ميدانند، تماشاي آن ديگر براي كسي لذتبخش نخواهد بود. تكرار پيدرپي فيلمهاي پاكيزه شدهاي كه در سطح عمومي بحثي به راه نيندازد، نگاهها را به نكتهاي مغفول مانده معطوف نكند و شوق و هيجان زندگي و رودرويي با مسائل جامعه را زنده نكند، مخاطبان محدود را محدودتر ميكند. كار سينما راه رفتن روي خط باريك قرمزي است كه هنرمند به نمايندگي از جامعه صلاحيت حركت روي آن را به دست آورده است. سينماي بيجسارت امروز، توان بيرون كشيدن مردم از زير كولرها تا سالنهاي سينما را ندارد. فوتبال زنده توانست. براي این سينما، چه صفتي بايد گذاشت كه نميتواند.