مشکلات طرفداران کیمیایی

ما كه نبوديم، اما مي‌گويند: 70 سال پيش، سينما با طعم سيرابي و ليموناد معني مي‌شد.

طعم سينما 40 سال پيش با ساندويچ مارتادلا و پپسي.

30 سال پيش با تخمه كدو و دود سيگار وينستون.

و حالا طعم سينما با چيپس و راني هلو معني پيدا كرده.

كيميايي در مصاحبه‌اي با ایسنااز مردم خواسته با تخمه به سينما بيايند.

جاي شكرش باقيست كه به 70 سال پيش برنگشت، كه براي تهيه سيرابي و ليموناد طرفدارانش بدجوري به مشكل برمي‌خوردند.

 

تو اولين كسي نيستي كه فرصت سخن گفتن را از من گرفت.

فرصت ازعشق گفتن را.

فرصت بودن را.

پيش از تو هم نزديك‌ترين كسانم، مرا بي عشق مي‌خواستند.

آن‌ها هم مانند تو نمي‌دانستند كه هر گاه درون زني از باور عشق خالي شد، جايگاه كينه و نفرت و خودخواهي مي‌شود.

تو از من مي‌خواهي همه چيزهاي زميني را باور كنم.

تو از من مي‌خواهي روي زمين بايستم.

اما از عشق زميني بگريزم...

 

(بخشي از نامه ميهن مشرقي به دخترش در فيلم «شام آخر» ساخته فريدون جيراني كه نازنين مفخم آن را نوشته است)

 

 

ادامه اين عادت بد مرضي است

ديگر عادت کرده ايم. عادت کرده ايم که در برابر جرح و تعديل فيلم هاي ايراني براي پخش از شبکه هاي تلويزيوني سکوت کنيم. کمي حرص بخوريم و در نهايت فراموش کنيم که تدوينگران بي نام و نشان چگونه نسخه هاي تازه اي از فيلم هاي دوست داشتني مان را روانه پخش شبکه هاي تلويزيوني ميکنند...لینک مطلب

آخر هفته با داريوش مهرجويي

اون جا كه اين جور: شب پنج شنبه به رغم اعلام قبلي مستند «هامون‌بازها» ( فيلمي درباره هامون ساخته بي‌بديل داريوش مهرجويي) در مجموعه فيلم‌هاي مستند « يك فيلم يك تجربه »از شبكه چهار سيما به نمايش در نمي‌آيد.

 

اون جا هم كه اين جور: شب جمعه با اعلام قبلي فيلم « اجاره نشين‌ها» شاهكار داريوش مهرجويي با جرح و تعديل فراوان براي چندمين بار از شبكه سوم سيما به نمايش در‌مي‌آيد.

 

اين جام كه اين جور: در ميان اين دو رويداد، داريوش مهرجويي در مجلس يادبود مرحومه دكتر يگانه شايگان خواهر دوستش داريوش شايگان شركت كرد.

 

به اميد آن كه اكران سنتوري يك جور ديگر نشود ...

«... سالهاست از سبك و سياق زندگي‌ام خجالت مي‌كشيدم.

- منظورت اينه كه روش زندگي‌ت رو عوض كردي؟

- نه، فقط ديگه ازش خجالت نمي‌كشم.»

مي وست و پل كاوانا / رفتن به شهر(1935)