آقاي لاريجاني، مشكل جاي ديگريست

انتقاد بالاترين مقام قضائي كشور از ترويج خشونت و بزهكاري در برنامه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي ايران را مي‌توان از منظر ديگري هم مورد بررسي قرار داد. نگاهي نه حتي چندان دقيق به ساختار برنامه‌هاي نمايشي و غير نمايشي شبكه‌هاي سيما نشان مي‌دهد كه حجم قابل توجهي از كنداكتور اين رسانه به توليد و پخش برنامه‌هاي اخلاقي و مروج اخلاق در جامعه اختصاص دارد. ساعتي از ساعات شبانه‌ روز نيست كه در يكي از شبكه‌ها شاهد برنامه‌‌اي نباشيم كه در آن مجريان و مدعوين و كارشناسان به شكل مستقيم و روشني مخاطبان خود را به سلامت نفس و رعايت موازين اخلاقي دعوت نمي‌كنند. از سوي ديگر آيا مجموعه و يا فيلم تلويزيوني را سراغ داريم كه در آن شخصيت‌ها و روند حوادث به گونه‌اي در مقابل مخاطب قرار گرفته باشند كه نتيجه‌گيري اخلاقي به شكل گل درشتي در آن لحاظ نشده باشد؟

 مقايسه‌اي صوري و كمي، بين شبكه‌هاي تلويزيوني ايراني با نمونه‌هاي مشابه در كشور‌هاي اسلامي منطقه نشان مي‌دهد كه شبكه‌هاي سيما در زمينه نمايش برنامه‌هاي اخلاقي گوي سبقت را از همه ربوده‌اند. اين در حالي است كه ما شبكه‌هاي مذهبي هم داريم كه از طريق امواج راديويي و تلويزيوني در همه ساعات مخاطبان را در باره مسائل اخلاقي مورد وعظ و خطابه قرار مي‌دهند. حجم برنامه‌هاي مروج اخلاق به هيچ وجه با حجم فيلم‌‌ها و مجموعه‌هايي كه شائبه ترويج خشونت در آنها مي‌رود قابل مقايسه نيست، به طوري‌كه برخي از كارشناسان، رسانه ملي را با اين انتقاد روبرو مي‌كنند كه در ميان اين همه برنامه اخلاقگرايانه پس سهم سرگرمي و شادي در برنامه‌هاي تلويزيون كجاست.

با توجه به اين شرايط وقتي مقام رياست قوه قضائيه همان مقدار كم برنامه‌هاي خشن را براي جامعه مضر مي‌داند، آيا روي ديگر حرفش اين نيست كه برنامه‌هاي مروج اخلاق هم چندان مفيد فايده نبوده‌اند و نتوانسته‌‌اند تاثير مورد نياز را بر روي مخاطبان كه همان آحاد جامعه را تشكيل مي‌دهند، بگذارند؟ آيا معني ديگر اين حرف اين نيست كه جايگاه رسانه ملي در ايجاد سلامت نفس عمومي مخاطبان دچار خدشه جدي شده و ارتباط اين رسانه‌‌اي كه بيش از هرچيزي ترويج اخلاق مي‌كند با مخاطبان دچار اخلال شده است و اگر اين رسانه باعث و باني تاثيري بر مخاطبان است بايد نمود آن را در عكس نظريات رئيس قوه قضائيه شاهد باشيم.

انباشت تلويزيون از برنامه‌هاي اخلاق محور و كاشت مضامين اخلاقي در دل سريال‌ها و فيلم‌ها حتي به قيمت تباه شدن ارزش دراماتيك و نمايشي آنها به ظاهر تنها كاري است كه مديران سيما مي‌توانند انجام دهند، در حالي‌كه به نظر مي‌رسد اين روش‌ها تاكنون فاقد كارايي مورد نظر بوده‌اند و نمود آن همين سخن رئيس قوه قضائيه است كه انگشت روي كوچكترين حجم برنامه‌هاي سيما گذاشته و اين رسانه را مستوجب لقب مروج خشونت قرار مي‌دهد.

اگر جامعه‌اي دچار بلاي خشونت بشود، رسانه‌ها به همان ميزان در آن سهم دارند، كه ديگر نهاد‌هاي مرجع و تاثير‌گذار جامعه. ولي سهم تلويزيون در ترويج اين بلا در بي‌اثر كردن اهميت بحث‌هاي اخلاقي با انباشت برنامه‌ها از اين گونه بحث‌هاست. بي‌اثر كردن يعني اين كه تلويزيون وقتي نياز اوليه مخاطب در مراجعه به تلويزيون كه همان سرگرمي است را بي‌پاسخ مي‌گذارد و پاسخ دادن به نياز‌هاي رايج مخاطب چندان توجهي نمي‌كند و از سوي ديگر سعي مي‌‌كند پشت سرهم او را آماج نصايح اخلاقي قرار دهد.

فراموش نكنيم كه اولين وظيفه‌ تلويزيون سرگرمي مخاطبان است نه چيز ديگر و اگر در اين امر موفق شد، بدون شك خواهد توانست بقيه تاثيرات مورد نظر مانند ترويج اخلاق و رعايت حدود ديني و انساني و شهروندي و... را هم بگذارد. سيما در ترويج خشونت با نمايش نسخه‌هاي غالبا دست‌كاري شده در داستان و مضمون فيلم‌هاي خارجي نقشي ندارد، بلكه نقش سيما در ترويج خشونت را بايد در بي‌اهميت كردن توصيه‌هاي اخلاقي از شدت كميت نزد مخاطبان تحليل كرد.