كودكان سه بعدي، فيلم‌هاي يك بعدي

در آستانه برگزاري بيست و پنجمين جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان در اصفهان اين پرسش در ذهن همه دست‌اندركاران سينماي ايران زنده مي‌شود كه آيا برگزاري اين جشنواره مي‌تواند غبار ركود را از پيكر اين‌گونه توليدات بردارد و دوباره شاهد رونق اقتصادي فيلم‌هاي خاص كودكان و نوجوانان در سينماي كشور باشيم. تجربه ربع قرن تكرار اين رويداد بدون هيچ اما و اگري پاسخ اين سوال را منفي مي‌دهد و با صراحت بدون خدشه‌اي ما را در برابر اين تحليل قرار مي‌دهد كه رونق اقتصادي يعني بازگشت كودكان به سينما‌ها و اين رويداد وقتي به حقيقت مي‌پيوندد كه كودك ايراني، دلبسته فيلم ايراني شود و دلبستگي فيلم ايراني در اين روزگار پر از امكان و وسيله براي كودكان كار ساده‌اي نيست. كاري كه انگار نه در خانواده‌هاي ايراني زمينه وقوع آن هست و نه فيلم‌هاي ايراني در رقابت با فيلم‌هاي رقيب خارجي، توان مقابله با آن را دارند.

اين واقعيت را بايد پذيرفت كه تلاش والدين ايراني براي فرزندان خود بيش از آنكه صرف حضور كودكان در عرصه‌هاي اجتماعي باشد، صرف جدا كردن آنها از اين عرصه‌ها مي‌شود. خانواده‌هاي ايراني مي‌كوشند با تلاش مضاعف و بالا بردن درآمد‌هاي خانواده شرايطي را فراهم كنند كه كودكان‌شان به مدارس جدا شده از باقي مدارس بروند، از سرويس‌هاي حمل و نقل مجزا استفاده كنند و همچنين با اتاق مجزا براي كودكان تا آنجا كه مي‌توانند كودكان را به خانه‌نشيني وادار كنند. رفتن به سينما و تماشاي يك فيلم ايراني يعني يك حضور اجتماعي كه با توجه به مشاغل مادران و پدران و نداشتن وقت و انرژي كافي براي اين كار از يك سو و همچنين تمايل كودكان براي داشتن وسايل ارتباطي چون رايانه و موبايل در نهايت سينما را به آخرين مكان حضور اجتماعي كودكان تبديل مي‌كند. تازه وقتي همه جور فيلم و كارتون مجاز و غير مجاز و ماهواره هم در اختيار كودكان هست كه مي‌توانند تازه‌ترين دستاوردهاي كمپاني‌هاي جهاني را استفاده ‌كنند، فيلم ايراني به غربتي تبعيد مي‌شود كه تماشاگرانش هرگز از حضورش خبردار نمي‌شوند.

وقتي خانواده‌ها با حضور اجتماعي كودكان در محافل و اماكن مخصوص آنها (به جز مدارس) روي خوش نشان نمي‌دهند و ترجيح مي‌دهند كودك در خانه باشد تا در هر جاي ديگر، اينجاست كه سينماي كودك ايران خود به خود به حاشيه مي‌رود.

رونق سينماي كودك ايران وقتي به بار مي‌نشيند كه زمينه‌هاي اقتصادي و اجتماعي حضور كودكان با خانواده و حتي بدون خانواده با ديگر همسن‌ و سالان در عرصه‌هاي اجتماعي از جمله سينما فراهم شود. آيا برگزاري هر جشنواره‌اي با هر ابعاد و تعداد فيلمي توان بروز چنين تحولي را دارد؟

كودكان دهه 90، كودكان دهه 60 و 70 نيستند كه با كلاه ‌قرمزي و گلنار و گربه آوازه‌خوان و دزد عروسك‌ها آنها را مفتون كرد. كودك امروز زودتر از هميشه جهان را به كمك وسايل ارتباط‌جمعي گسترش يافته درك مي‌كند، خيلي زود بالغ مي‌شود و خيلي زود مي‌فهمد كه جلوه‌هاي ويژه معمولي فيلم ايراني با جلوه‌هاي چشم‌نواز و حيرت‌آور فيلم‌هاي خارجي فاصله بعيدي دارد. خيلي زود فرق پيام مستقيم و پيام غيرمستقيم را مي‌فهمد. ديگر نمي‌توان تنها با اتكا به رنگ‌هاي تند و عروسك‌هاي زيبا و سكانس‌هاي موزيكال و حركات موزون كنترل شده او را به وجد آورد. ذهن او انباشته از تصاوير بازي‌هاي رايانه‌اي و موسيقي‌هاي تند و انيميشن‌هاي سه بعدي است. كودك امروز كودك دوران سه بعدي است. كودك دوران پس از هري‌پاتر، ديگر كلاه قرمزي را مثل كودك دوران قبل از هري‌پاتر درك نمي‌كند. درك او سرشار از چون و چراست و فيلم‌ساز ايراني براي رقابت با چنين آثاري بايد از پيش بداند كه براي جذب چه اذهاني وارد ميدان مي‌شود. آيا افزايش توليدات سينماي كودك و نوجوان به واسطه برگزاري جشنواره آن هم چند ماه قبل از برگزاري اين رويداد مي‌تواند اين تحول عظيم را در سينماي كشور رقم بزند؟

برگزاري جشنواره فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان پس از ربع قرن در اصفهان رويدادي است كه مي‌تواند ما را متوجه نابساماني و آشفتگي همه‌جانبه ساز و كارهاي اقتصادي و اجتماعي‌مان در عرضه و ارتباط كودكان‌مان با پديده‌هاي فرهنگي بومي و ملي كند. بدون شك اگر اين اتفاق بيفتد جشنواره موفقي پيش روست وگرنه تاريخ چيز ديگري مي‌گويد.

چاپ شده در روزنامه شرق ۱۷ آبان ۱۳۹۰